لغت نامه دهخدا
بیهده سرای. [ هَُ دَ / دِ س َ ] ( نف مرکب مرخم ) بیهوده سرای. که یاوه و ناراست سراید. سخنسرای بیهوده. یافه سرای:
جز مدح شاه بیهده گوئیست شاعری
هشتاد سال بس که بدی بیهده سرای.سوزنی.رجوع به بیهده و بیهوده شود.
بیهده سرای. [ هَُ دَ / دِ س َ ] ( نف مرکب مرخم ) بیهوده سرای. که یاوه و ناراست سراید. سخنسرای بیهوده. یافه سرای:
جز مدح شاه بیهده گوئیست شاعری
هشتاد سال بس که بدی بیهده سرای.سوزنی.رجوع به بیهده و بیهوده شود.
بیهوده سرای. که یاوه و ناراست سراید
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دو گوش سخت کن و بیهده سخن مشنو مباش رنجه که ایشان بسند گوش سرای