لغت نامه دهخدا
بیر و بیکار. [ رُ ]( ص مرکب، از اتباع ) بیربیکار. بالتّمام بیکار: جوان بیر و بیکار نباید وقت بگذراند. ( یادداشت مؤلف ).
بیر و بیکار. [ رُ ]( ص مرکب، از اتباع ) بیربیکار. بالتّمام بیکار: جوان بیر و بیکار نباید وقت بگذراند. ( یادداشت مؤلف ).
بیر بیکار. بالتمام بیکار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 فیلمساز دانمارکی، کارل تئودور درایر، یکی از بزرگترین کارگردانان تاریخ سینما محسوب میشود. از فیلمسازان برجسته دانمارکی در دوره جدید میتوان لارس فون تریر که یکی از خالقان جنبش دوگما ۹۵ است، توماس وینتربرگ، سوزان بیر و نیکلاس ویندینگ رفن را نام برد.
💡 تا بیر و جوان است همی باش جوانبخت تا ملک جهان است همی باش جهاندار
💡 از علم زهد گذر دست از آن بیر و بشوی که سر حجاب را تست مخامه خود دستار