بیدادی کردن

لغت نامه دهخدا

بیدادی کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) ظلم و تعدی کردن. بی انصافی و بی عدالتی نمودن: چو ملک به وی رسید... بکشت و ستم و بیدادی کرد و عجب و کبر و بر اهل علم استخفاف کرد. ( ترجمه طبری بلعمی ).
زلف پرچینش بسی فتنه و بیدادی کرد
چون خط آرد کم از آن زلف پر از چین نکند.سوزنی.رجوع به بیداد و بیدادی شود.

فرهنگ فارسی

ظلم و تعدی کردن ٠ بی انصافی و بی عدالتی نمودن ٠

جمله سازی با بیدادی کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ای گشته بیداد و بدی کردن چیر هرگز نشود دلت ز بیدادی سیر

پرچم ایران یعنی چه؟
پرچم ایران یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
سلیطه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز