بی مدارایی
مترادفها
بیرحم، بیملاحظه، سختگیر
متضادها
مدارا، صبر
فرهنگستان زبان و ادب
{intolerance} [علوم سیاسی و روابط بین الملل] عدم تحمل اَعمال و اعتقادات دیگران
جمله سازی با بی مدارایی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 نبود لایق حسن این همه بی پروایی داد دل گر نتوان داد، مدارایی هست
💡 به عشق ار برنمیآیی، مکش پروانهسان خود را نداری در جگر آبی، به آتش کن مدارایی
💡 باید گفت با وجود سیاست اغماض و مدارایی که مغولان از همان بدو تأسیس حکومت خود نسبت به مذاهب گوناگون اتخاذ کردند، چنگیز هنگام تهاجم به مناطق مسلماننشین، به اسلام آسیب فراوان زد و اگر ریشههای این دین کمی سستتر و مقاومت روحانیون کمی متزلزلتر بود، دشوار مینمود که بتواند بار دیگر کمر راست کند.
💡 مدارایی به یاران میکند تمکین ما ورنه شکست رنگ از این محفل چو مینا میبرد ما را
💡 زنهار نمیخواهم کز کشتن امانم ده تا سیرترت بینم یک لحظه مدارایی
💡 آیینه دلان جوهر شمشیر ندارند اجزای مدارایی ما نیست مصافی
💡 او با آن رفتار بیمدارایی که در جلسه داشت، باعث شد که بسیاری از همکارانش احساس کنند که نظر آنها در تصمیمگیریهای گروهی اصلا اهمیت ندارد.
💡 اگر بخواهیم در یک محیط کاری موفق باشیم، باید از هرگونه رفتار بیمدارایی و رفتارهای تندی که باعث ناراحتی دیگران میشود، به طور کامل پرهیز کنیم.
💡 آن مدیر با بیمدارایی نسبت به مشکلات پرسنل، باعث شد تا میزان رضایت کارکنان در شرکت به شدت کاهش یافته و روحیه تیم نیز از بین برود.