بی الت

لغت نامه دهخدا

( بی آلت ) بی آلت. [ ل َ ] ( ص مرکب ) بی سلاح. بی ساز جنگ. بی ساز و برگ: تاجیکان سبک مایه بی آلتند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 632 ).
سلاحی و سازی ندارند چست
ز بی آلتان جنگ ناید درست.نظامی.و رجوع به آلت شود.

فرهنگ فارسی

( بی آلت ) بی سلاح. بی ساز جنگ. بی ساز و برگ.

جمله سازی با بی الت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آلت افعال دولت کلک ملک آرای توست کردگار است آن که افعالش همه بی آلت

💡 از غم بی آلتی افسرده ایم حاش لله کی کجا وارسته ایم

💡 چگونه کار توانیم کرد بی آلت حسام هرگز بی قبضه کی نمود هنر

💡 نفست اژدرهاست او کی مرده است از غم و بی آلتی افسرده است

💡 این مثل شاهنشه دانا بجا آرد همی کز نهادن گنج بی آلت تهی گردد دهان؟

💡 سلاحی و سازی ندارند چست ز بی آلتان جنگ ناید درست

امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
کس شعر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز