بی احساسی

فرهنگستان زبان و ادب

{apathy} [روان شناسی] فقدان احساس در فرد اعم از خوشایند و ناخوشایند

جمله سازی با بی احساسی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیست دقیقه بعد، خاخام بزرگ اسرائیل، شلومو گورن با یک شوفار و یک طومار تورات به آنجا رسید، پس از آن گورن بر روی شانه‌های سربازان بالا رفت. این یک صحنه احساسی بود و روبینگر با وجود این که ترجیح می‌داد از این لحظه تصویربرداری کند، به خواست همسرش از سربازان چترباز عکس گرفت.

💡 مراقبت تسکینی نباید به مراحل انتهایی بیماری محدود شود. متخصصان مراقبت تسکینی می‌توانند در بهبود علائم جسمی، مشکلات احساسی مانند ازدست‌رفتن توان فیزیکی و شغل، ترس و دغدغه‌های وجودی به فرد کمک کنند.

💡 ایده «بیش از حد احمق‌ و بی‌عقل بودن و بیش‌ از حد احساسی‌ بودن توده مردم» همان استدلالی است که در طول تاریخ برای توجیه استعمار، دیکتاتوری، نادیده گرفتن حق رأی زنان و مردم فقیر استفاده شده‌است.

💡 انتقام یک رفتار احساسی (یا حس منجر به آن رفتار) است که توسط انگیزه ای خلقی (شبیه حس قربانی پنداری) ایجاد می‌شود، خصوصاً وقتی امیدی به بهبود از طریق قانونی/حقوقی و نظام قضاوت نباشد.

💡 بالیوود هونگاما به فیلم ۳٫۵ ستاره داد و نوشت: آثار «خانم‌های لااپاتا» به دلیل داستان سرگرم‌کننده، اجراها، پیام اصلی و برخی صحنه‌های به یاد ماندنی خنده دار و احساسی.

💡 همه‌توانی احساسی است که بسیاری از طرفداران فروید آن را جزئی ذاتی در کودکی می‌دانستند. همان‌طور که فروید و فرنزی گفته‌اند کودکان برای مدت‌های زیادی با احساس خودبزرگ بینی زندگی می‌کنند.