بهم تاختن
مترادفها
حمله کردن، هجوم بردن
متضادها
صلح کردن، آشتی کردن
لغت نامه دهخدا
بهم تاختن. [ ب ِ هََ ت َ ] ( مص مرکب ) حمله کردن بهم. بیکدیگر حمله نمودن.
فرهنگ فارسی
حمله کردن بهم ٠ بیکدیگر حمله نمودن ٠
جمله سازی با بهم تاختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 راست چون چند قراضه بهم آمد اینک جودشه تاختنی آرد و بخشد در حال