بهشت نشین
مترادفها
بهشتی، اهل بهشت
متضادها
دوزخی، جهنمی
لغت نامه دهخدا
بهشت نشین. [ ب ِ هَِ ن ِ ] ( نف مرکب ) از عالم صحرانشین و مسندنشین. ( آنندراج ). اهل بهشت. || مبارک و خجسته و مسعود و بختیار. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
از عالم صحرانشین و مسند نشین. یا مبارک و خجسته و مسعود و بختیار.
جمله سازی با بهشت نشین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 حالی زحور و باده نشین در بهشت نقد زیرا که در بهشت همین وعده می دهند
💡 در اشعار کلاسیک فارسی، شاعر با استفاده از کلمات زیبا، از آن معشوقی یاد میکند که گویی یک موجود بهشت نشین است.
💡 او با رفتاری بسیار شریف و اخلاق مندرس، در میان تمام مردم محله به عنوان فردی بهشتی نشین و مورد احترام شناخته میشد.
💡 متکلمان معتقدند که روحهای پاک و مطهر پس از جدایی از این دنیای فانی، در جایگاهی والا به عنوان بهشت نشین قرار میگیرند.