لغت نامه دهخدا
بهانه فروش. [ ب َ ن َ / ن ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) بهانه فروشنده. عذر بیجا آورنده. ( فرهنگ فارسی معین ). || پوزش آورنده. || حیله کننده. || ادعای بیجا کننده. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).
بهانه فروش. [ ب َ ن َ / ن ِ ف ُ ] ( نف مرکب ) بهانه فروشنده. عذر بیجا آورنده. ( فرهنگ فارسی معین ). || پوزش آورنده. || حیله کننده. || ادعای بیجا کننده. ( ناظم الاطباء ) ( فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) ۱ - عذر ( بیجا ) آورنده. ۲ - ادعای بیجا کننده.
بهانه فروشنده عذر بیجا آورنده. یا پوزش آورنده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مسئله نقض حقوق حیوانات به بهانه برگزاری نمایشگاههای تنوع زیستی با اعتراضات گسترده دیدهبان حقوق حیوانات مواجه شدهاست. در این نمایشگاهها، حیوانات نادر در شرایط نامطلوب نگهداری شده و بعضاً مورد خرید و فروش نیز قرار میگرفتهاند،
💡 جکسون برای چندین سال درگیر یک مغایرت منافع دیگر نیز بود. سونی سالها سعی در خرید تمام سهم جکسون از کاتالوگ موسیقی مشترکشان داشت. اگر حرفه یا وضعیت مالی جکسون خراب میشد، او مجبور به فروش کاتالوگش میگردید. بنابراین سونی از افول موقعیت جکسون سود میبرد. جکسون میتوانست از این مغایرتها به عنوان بهانهای برای خروج زود هنگام از قراردادش استفاده کند. درست قبل از انتشار شکستناپذیر جکسون به رئیس سونی موزیک اینترتینمنت، تامی ماتولا، اطلاع داد که در حال ترک سونی است. در نتیجهٔ این اقدام، تمامی انتشار تکآهنگها، فیلمبرداریها و افتتاحیههای مربوط به آلبوم شکستناپذیر لغو شد.