بنزین فروشی

مترادف‌ها

سوخت‌فروشی

لغت نامه دهخدا

بنزین فروشی. [ ب ِ ف ُ ] ( حامص مرکب ) فروختن بنزین. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اِ مرکب ) مکانی که در آنجا بنزین میفروشند. ( فرهنگ فارسی معین ).

فرهنگ فارسی

۱ - فروختن بنزین.۲ - ( اسم ) مکانی که در آنجا بنزین میفروشند.

جمله سازی با بنزین فروشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ویژگی‌های شهریکاربری‌های در نظر گرفته شده برای شهر مساجد، کتابخانه، سینما، مراکز تاریخی، مراکز ورزشی، بانک‌ها، ایستگاه آتش‌نشانی، بوستان‌ها، مرکز انتظامی، مراکز درمانی، داروخانه‌ها، دکه‌های روزنامه فروشی، نانوایی‌ها، پمپ بنزین‌ها، نمایندگی‌های خودرو، پمپ بنزین‌ها، نمایندگی‌های خودرو، سازمان‌های دولتی، دانشگاه‌ها، مدارس، مسیرهای ایاب و ذهاب به شهر اصفهان.

💡 مدیریت این بنزین فروشی با دقت تمام، تمام قوانین مربوط به ایمنی و جلوگیری از آتش‌سوزی را در محیط کار خود به طور کامل رعایت می‌کند.

💡 در ساعات اوج ترافیک، صف‌های بسیار طولانی در مقابل بنزین فروشی تشکیل می‌شود که باعث نارضایتی بسیاری از رانندگان در آن منطقه شده است.

💡 او تصمیم گرفت تمام سرمایه‌گذاری خود را در راه‌اندازی یک بنزین فروشی مدرن با خدمات اضافی مثل کارواش و تعمیرگاه کوچک انجام دهد.

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران