بنج ده

لغت نامه دهخدا

بنج ده. [ ب َ دِه ْ ] ( اِخ ) پنج دیه نزدیک بهم از نواحی مروالرود از نواحی خراسان بود که در ابتدا مجزا بود و سپس بتدریج بر اثرعمران بهم متصل گردید و هر کدام بمنزله محله ای از آن باشد. یاقوت گوید: بسال 617 هَ. ق. پیش از تسلطتاتار بر خراسان و کشتار مردم آن سامان آنجا را ترک کردم در حالی که از آبادترین بلاد خراسان بودند. و اما بعد حمله مغول به چه صورت درآمد نمیدانم. و معرب آن فنج دیه است. و منسوب بدان فنجدیهی است. سمعانی منسوب بدانجا خمقری مخفف خمس قریه آورده و گاه منسوب آن بتخفیف پندهی گفته شده است. ( از معجم البلدان ).

فرهنگ فارسی

پنج دیه نزدیک بهم از نواحی مروالرود از نواحی خراسان بود که در ابتدا مجزا بود و سپس بتدریج بر اثر عمران بهم متصل گردید و هر کدام بمنزل. محل. از آن باشد ٠

جمله سازی با بنج ده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ردریک با وجود اشتغال به سرکوب شورش‌هایی در بنبلونه، به محض اطلاع از ورود طارق، بی‌درنگ لشکری به فرماندهی خواهرزاده‌اش، بنج، عازم دفع طارق کرد، اما وی در نبرد با مسلمانان شکست خورد و کشته شد.

💡 بنج پاسک و جاستین پل، ترانه‌سراها، که پیش از این شعر دو آهنگ جدید برای بازسازی علاءالدین دیزنی در سال ۲۰۱۹ را نوشته بودند، قرار است آهنگ‌های جدیدی را برای این فیلم بنویسند.

الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز