لغت نامه دهخدا
بنت الارض. [ ب ِ تُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) سنگریزه. حصاة. || نوعی از چشمه های مخفی که عابر آنرا نمی بیند. || نوعی نبات. و بهمه چیزها که اززمین است بنات الارض گویند. || سنگ شفاف و سنگریزه ها که در تقسیم آب بکار برند. ( از المرصع ).
بنت الارض. [ ب ِ تُل ْ اَ ] ( ع اِ مرکب ) سنگریزه. حصاة. || نوعی از چشمه های مخفی که عابر آنرا نمی بیند. || نوعی نبات. و بهمه چیزها که اززمین است بنات الارض گویند. || سنگ شفاف و سنگریزه ها که در تقسیم آب بکار برند. ( از المرصع ).
سنگریزه ٠ حصاه ٠ یا نوعی از چشمه های مخفی که عابر آنرا نمی بیند ٠ یا نوعی نبات ٠ و بهمه چیزها که از زمین است بنات الارض گویند ٠ یا سنگ شفاف و سنگریزها که در تقسیم آب بکار برند ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما و الله لولا ان بنى امية تنسبنى الى العجز عنالمقال لكففت عنك تهاونا، ولكن سابين لك ذلك لتعلم انى لست بالعىولاالكيل اللسان، اياى تعير و على تفتخر ولم يكن لجدك، بيت فى الجاهلية و لامكرمةفزوجته جدتى صفية بنت عبدالمطلب، فبذخ على جميع العرب بها وشرف مكانها، فيكفتفاخر من هو من القلادة واسطتها و من الاشراف سادتها نحن اكرماهل الارض زندا لنا الشرف الثاقب و الكرم الغالب.
💡 (( اتدرى من هذا الشاب ؟ هذا محمد بن عبد الله بن عبد المطلب ابن اخى، اتدرى من هذاالغلام ؟ هذا على بن ابى طالب ابن اخى. اتدرى من هذه المراة ؟ هذه خديجة بنت خويلد انابن اخى هذا حدثنى ان ربه، رب السوات و الارض، امره بهذا الدين الذى هو عليه، و لاوالله ما على ظهر الارض على هذا الدين غير هولاء الثلثه.)) (219)