لغت نامه دهخدا
بنات النعش اصغر. [ ب َتُن ْ ن َ ش ِ اَ غ َ ] ( اِخ ) هفت اورنگ خرد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). هفت اورنگ کهین. ( ناظم الاطباء ). بنات النعش صغری. دب اصغر. رجوع به هریک از این کلمات شود.
بنات النعش اصغر. [ ب َتُن ْ ن َ ش ِ اَ غ َ ] ( اِخ ) هفت اورنگ خرد. ( یادداشت مرحوم دهخدا ). هفت اورنگ کهین. ( ناظم الاطباء ). بنات النعش صغری. دب اصغر. رجوع به هریک از این کلمات شود.
هفت اورنگ خرد. هفت اورنگ کهین. بنات النعش صغری. دب اصغر.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 غافل از آواره گردیهای اشک ما مباش روزگاری این بنات النعش، پروین بوده است
💡 بنگرید اکنون بنات النعشوار از دست مرگ نیزها شان شاخ شاخ و تیرهاشان تار تار!
💡 راست چون یک قبضه و یک خانه قوسی بود آن بنات النعش تابان بر سر کوه یمن
💡 که سلک دانش بگسسته چون بنات النعش هم او برشته کشد باز همچو عقد پرن
💡 ستاره سُها (Alcor) یا ۸۰ خرس بزرگ (UMA 80) نزدیک ستاره مئزر، و یکی از هفت ستارهٔ بنات النعش در صورت فلکی خرس بزرگ (دب اکبر) است.
💡 نظر واکرده ام در وحشت آباد پریشانی بنات النعش آید در نظر چون عقد پروینم