بن کار خوردن
مترادفها
مصرف شدن، از بین رفتن
متضادها
رونق گرفتن، شکوفا شدن، آباد شدن
لغت نامه دهخدا
بن کار خوردن. [ ب ُ ن ِ خُوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از اندیشه نمودن بجهت عاقبت و انتها و پایان کار باشد. ( برهان ) ( آنندراج ) ( رشیدی ) ( انجمن آرا ):
تو سر وقت نگه دار بن کار مخور
که فلک نیز در این واقعه سرگردان است.اثیرالدین اومانی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
کنایه از اندیشه نمودن بجهت عاقبت و انتها و پایان کار باشد.
جمله سازی با بن کار خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سگف در طول دهه ۱۹۷۰ به عنوان خبرنگار برای معاریو در بن کار میکرد. او استاد مدعو دانشگاه راتگرز (۲۰۰۱-۲۰۰۲)، دانشگاه کالیفرنیا در برکلی (۲۰۰۷) و دانشگاه نورتایسترن بود، جایی که دورهای در مورد انکار هولوکاست را در آنجا تدریس کرد. او یک ستون هفتگی برای روزنامه هاآرتص می نویسد و کتابهایش به چهارده زبان دنیا منتشر شده است.
💡 کار توست این شاخ و برگ و بیخ و بن کار خود را هرچه می خواهی بکن