بل شیرین

لغت نامه دهخدا

بل شیرین. [ ] ( اِ ) به شیرازی طراثیث است. ( تحفه حکیم مؤمن ) ( مخزن الادویة ). تراثیث. غلیون.

فرهنگ فارسی

به شیرازی طراثیث است. تراثیث. غلیون.

جمله سازی با بل شیرین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گرچه از میوه شیرین نشود دندان کند کند دندان من از سیب زنخدان تو شد

💡 من بسی در پیش آن شیرین پسر خدمت‌ کنم همچنان چون کرد خسرو خدمت شیرین به سر

💡 ژولیت بینوش پس از بازی در فیلم شیرین ساخته عباس کیارستمی دربارهٔ حضور خود با پوشش روسری در این فیلم گفته‌است که انجام این کار برای همدردی با زنان ایران و همه زنانی که حجاب به آن‌ها تحمیل شده بود.

💡 گرفت از من بهای بوسه لعلش جان شیرین را ولی بسیار از این سودا پشیمان است پنداری

💡 بیست گونه اسفنج آب شیرین وجود دارد که همگی در این سرده (جنس) قرار دارند.

💡 ای بسته زبان از خشم خود گو که نمی‌باید با این همه تلخی‌ها شیرینی دشنامی

کون کردن یعنی چه؟
کون کردن یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
خونکار یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز