بشرح تر

لغت نامه دهخدا

بشرح تر. [ ب ِش َ ت َ ] ( ص تفضیلی، ق مرکب ) مشروح تر. مفصل تر: سالار بشرح تر گفت، امیر در خشم شد و گفت بس عجب باشد که بدین آسانی مردم توان کشت. ( تاریخ بیهقی ).

فرهنگ فارسی

مشروح تر مفصل تر

جمله سازی با بشرح تر

💡 چه جای آنکه عاشق را شکایت باشد از محنت که عاشق نیست گر لب هم بشرح حال بگشاید

💡 بدادم جان نکردم یار را رسوا بشرح غم اگر می بود مجنون زنده می آموخت کار از من

💡 ایالت‌های این منطقه قائم به چند محصول صادراتی بشرح زیر هستند:

💡 بپرس حال دل من بشرح از غم خویش که آگهست خود از حال سوزیانی من

💡 عارضة الأحوذي بشرح جامعة الترمذي لأبي بكر ابن العربي المالكي

💡 پیش آن خورشید مشکل گر شود روشن غمم زآن که جر سایه بشرح غم ندارم همدمی