بساط کردن

کلمه‌ی «بساط کردن» در فارسی به معنای آماده کردن، مهیا ساختن یا فراهم آوردن چیزی است. این عبارت معمولاً زمانی به کار می‌رود که فرد قصد دارد وسیله‌ای، مکان یا شرایطی را برای انجام کاری آماده کند. «بساط» در اصل به چیزی گفته می‌شود که پهن می‌شود، مانند فرش یا سفره، و «کردن» به معنای انجام دادن یا فراهم کردن است؛ بنابراین «بساط کردن» به معنای پهن کردن یا آماده ساختن است. در مکالمات روزمره، این واژه برای آماده کردن سفره، ابزار کار، مکان بازی یا هر فعالیت دیگری استفاده می‌شود. در ادبیات و متون قدیمی، «بساط کردن» گاهی به معنای ایجاد زمینه و شرایط مطلوب برای کاری مهم یا مراسمی به کار می‌رود. این عبارت می‌تواند معنای استعاری نیز داشته باشد و به آماده کردن شرایط برای رخداد یا فرصت خاص اشاره کند. از نظر بار معنایی، معمولاً مثبت و خنثی است و حس آمادگی، نظم و سازماندهی را منتقل می‌کند. این واژه در گفتار محاوره‌ای نیز کاربرد دارد و بیشتر با فعالیت‌های روزمره یا مهیا کردن امکانات مرتبط است. از نظر معنایی، «بساط کردن» با واژه‌هایی مانند مهیا کردن، آماده کردن، پهن کردن و فراهم آوردن نزدیکی دارد.

مترادف‌ها

پهن کردن، گستراندن، فراهم کردن

متضادها

جمع کردن

فرهنگ معین

( ~. کَ دَ ) [ ع - فا. ] (مص م. ) اسباب عیش و نوش را فراهم کردن.

ویکی واژه

اسباب عیش و نوش را فراهم کردن.

جمله سازی با بساط کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن‌ها تصمیم گرفتند برای جشن سال نو، تمام امکانات لازم را در حیاط خانه بساط کنند تا مهمانان بتوانند از فضای باز و طبیعت لذت ببرند.

💡 در روزهای تعطیلات تابستانی، بسیاری از خانواده‌ها برای پیک‌نیک به پارک‌ها می‌روند و تمام وسایل مورد نیاز خود را برای گذراندن اوقات خوش بساط می‌کنند.

💡 فروشندگان در بازارهای سنتی قدیمی، هر روز صبح با انرژی بسیار زیاد، بساط کسب‌وکار خود را پهن می‌کنند تا بتوانند مشتریان زیادی را جذب نمایند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران