لغت نامه دهخدا
بزن و بشکن. [ ب ِ زَ ن ُ ب ِ ک َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) که همیشه خواند و رقصد و بشکن زند. || ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) هیاهو و شلوغی از مستی و طرب. بزن و بکوب. ( یادداشت بخط دهخدا ).
بزن و بشکن. [ ب ِ زَ ن ُ ب ِ ک َ ] ( ترکیب عطفی، ص مرکب ) که همیشه خواند و رقصد و بشکن زند. || ( ترکیب عطفی، اِ مرکب ) هیاهو و شلوغی از مستی و طرب. بزن و بکوب. ( یادداشت بخط دهخدا ).
که همیشه خواند و رقصد و بشکن زند یا بزن و بکوب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 طمع در يكى از شبها حجاج بن يوسف ثقفى والى عراق، با جمعى از نديمان و نزديكان خودشب نشينى داشت. چون پاسى از شب گذشت و كم كم مجلس از رونق افتاد، حجاج به يكىاز نزديكان خود به نام (خالد بن عرطفه ) گفت: اى خالد! سرى به مسجد بزن و اگركسى از اهل اطلاع را يافتى كه بتواند با نقل وقايع شنيدنى ما را سرگرم كند با خودبياور!
💡 نفست را در هنگام عبادت گول بزن و با آن مدارا كن و بر آن فشار و زور نياور.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به با او حرف بزن و رفقا اشاره کرد.
💡 از فیلمهای معروف او میتوان به بازی در فیلمهای اسمارت را بگیر، انتظار...، من یکی و تنها، نیمه حرفهای، اجناس، بزن و فرار کن، من اینجا نیستم، دختر رئیس من، عدالت برادر، ۳ روز با پدر و مقصد نهایی ۵ اشاره کرد.
💡 در فـقـه الرضـا مـذكـور اسـت كـه چـون اراده نـمـائى كـه سـرمـه بـكـشـىمـيـل را بـدسـت راسـت بگير و در سرمه دان بزن و بگو بسم اللّه چون ميلرا در چشم كشىبگو اَلّلهُمَّ نَوّرْ بَصَرى واجْعَلْ فيه نُورا اءُبْصِرُبِهِ حَقَّكَ وَاهْدِنى اِلى طَريقِ الْحَقِّوَ ارْشُدْنى اِلى سَبيلِ الرَّشادِ اَلّلهُمَّ نَورْ عَلَىَّ دُنياى وَ آخِرَتى.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست میتوان به با او حرف بزن و عروس اشاره کرد.