برگستوان کش

لغت نامه دهخدا

برگستوان کش. [ ب َ گ ُس ْت ْ ک َ / ک ِ ] ( نف مرکب ) کشنده برگستوان. حامل برگستوان. || برگستواندار. برگستوان پوشیده:
همان پیل برگستوان کش هزار
که بگریزد از بوی ایشان سوار.فردوسی.

فرهنگ فارسی

کشنده برگستوان حامل برگستوان.

جمله سازی با برگستوان کش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درفشش نهنگست و خفتان پلنگ سیاه اسپ و برگستوان لعل رنگ

💡 نماند ایچ بر نیزه‌هاشان سنان پر از آب برگستوان و عنان

💡 همان خود و شمشیر و برگستوان سپرهای چینی و تیر و کمان

💡 کمندی به فتراک و گرزی به دست به برگستوان رفت چون پیل مست

💡 همه راه برگستوان بود و ترگ سران را ز ترگ آمده روز مرگ

💡 بسی پیل برگستوان‌دار پیش همی جوشد آن مرد بر جای خویش

حریص یعنی چه؟
حریص یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز