برهم شدن
برهم شدن به طور کلی به چند مفهوم مختلف اشاره دارد که در زیر توضیح داده شده است:
پریشان شدن: در این معنا، برهم شدن به حالتی اشاره دارد که فرد یا چیزی از حالت عادی و منظم خارج شده و دچار آشفتگی یا پریشانی میشود.
افزوده شدن: در این حالت، برهم شدن میتواند به معنای اضافه شدن یا ترکیب شدن چیزها به یکدیگر باشد، به طوری که یک کل جدید ایجاد شود.
تلف گشتن: در این معنا، برهم شدن به حالتی اشاره دارد که چیزی از بین رفته یا نابود شده و دیگر قابل استفاده نیست.
مترادفها
از هم پاشیدن، مختل شدن، ناپایدار شدن، فروپاشی
متضادها
برقرار شدن، نظم یافتن
لغت نامه دهخدا
برهم شدن. [ ب َ هََ ش ُ دَ ] ( مص مرکب ) پریشان شدن. || افزوده شدن. || تلف گشتن. ( ناظم الاطباء ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- پریشان شدن. ۲- افزوده شدن. ۳- تلف گشتن.
پریشان شدن یا افزوده شدن.