برنامه گردان
مترادفها
مجری برنامه، هماهنگکننده، مدیر برنامه
فرهنگستان زبان و ادب
{animateur, activity coordinator} [گردشگری و جهانگردی] فردی که برنامه ریزی و سرپرستی فعالیت های تفریحی و ورزشی بر عهدۀ اوست و به زبان قابل فهم برای غالب مسافران سخن می گوید و آنها را به شرکت در برنامه ها تشویق می کند
جمله سازی با برنامه گردان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 هر برنامه گردان حرفهای باید توانایی مدیریت بحران و هماهنگی میان تیمهای مختلف برای رسیدن به اهداف تعیین شده در پروژه را داشته باشد.
💡 در سازمانهای بزرگ، نقش یک برنامه گردان با تجربه بسیار حیاتی است تا از تداخل وظایف و اتلاف وقت در اجرای پروژهها جلوگیری شود.
💡 برای موفقیت در برگزاری رویدادهای فرهنگی، انتخاب یک برنامه گردان خلاق و با مدیریت قوی، اولین و مهمترین قدم در مسیر اجرا است.