برز رود

لغت نامه دهخدا

برزرود. [ ب َ ] ( اِخ )یکی از دهستان های بخش مرکزی شهرستان اصفهان و در جنوب اصفهان واقع و محدود است از شمال به اصفهان و بخش سده، از جنوب به کوه صفه، از خاور و باختر به زاینده رود. وضع طبیعی: یک رشته ارتفاعات کوه صفه و تخت رستم که در جهت خاور و باختر کشیده شده و در جنوب دهستان واقع و بلندترین قله آن 2240 متر است رودخانه: قسمتی از مسیر رودخانه زاینده رود در حد خاوری و باختری و شمالی این دهستان واقع شده است. زمستان آن معتدلست و آب قراء آن از رودخانه زاینده رود و چاه تأمین میشود. این دهستان از 9 آبادی تشکیل می شود و سکنه آن 15276 تن است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 10 ).
برزرود. [ ب َ ] ( اِخ ) یکی از دهستان های بخش نطنز شهرستان کاشان است. در شمال دهستان چیمه رود واقع و کوهستانی است و از 7 آبادی تشکیل شده است. سکنه در حدود 5400 تن. و قراء مهم آن ابیانه و طره و کمجان است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 3 ).

فرهنگ فارسی

یکی از دهستان های بخش نطنز شهرستان کاشان است در شمال دهستان چیمه رود واقع و کوهستانی است و از ۷ آبادی تشکیل شده است.

جمله سازی با برز رود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در دل و در دیده من سال و ماه آذر برزین بود و رود گنگ

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران