بر طاق بلند گذا

لغت نامه دهخدا

بر طاق بلند گذاشتن. [ ب َ ق ِ ب ُ ل َ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) بر طاق بلند نهادن. به مرتبه اعلا رسانیدن و چیزی را کمال نمایش دادن. || چیزی را بر جای بلند نهادن که دست بآن نرسد. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). || ترک کردن و فراموش کردن. ( آنندراج ) ( برهان ) ( غیاث اللغات ).

جمله سازی با بر طاق بلند گذا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از ساغر درست خودم بخش جرعه ای بر طاق نه حکایت جام دو نیم را

💡 دعوی آزادگی بر طاق می باید گذاشت چون صنوبر زیر بار دل نمی باید شدن

💡 در نیم‌ گردش رنگ دور نفس تمام است جام هوس نباید بر طاق‌ کبریا زد

💡 دلم بنشست خوش بر طاق ابروش چرا با جفت مردم همنشین است

💡 کسی که جفت نداند ز خسروان خود را نهد به پیش تو دعوی خسروی بر طاق

💡 از شور دل خسته چه مینا که نچیده‌ست ابروی تو بر طاق معلای تغافل

الهی یعنی چه؟
الهی یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز