بر روی روز افتا
مترادفها
آشکار شده، نمایان شده
لغت نامه دهخدا
بر روی روز افتادن. [ ب َ ی ِ اُ دَ ] ( مص مرکب ) بخیه بر روی کار افتادن. ظاهر و آشکار شدن. از نهان برآمدن. فاش شدن. برملا شدن:
غم جگرسوز است منع چشم گریان چون کنم
راز چون بر روی روز افتاد پنهان چون کنم.لسانی ( از فرهنگ خیام ).
جمله سازی با بر روی روز افتا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خس، خسانه میرود بر روی آب آب صافی میرود بی اضطراب