بد ساختگی

لغت نامه دهخدا

بدساختگی. [ ب َ ت َ / ت ِ ] ( حامص مرکب ) بدرفتاری: محتشم خدمتکاران او این مرد ( بوسهل زوزنی ) بود اما بر مردمان بدساختگی کردی و درشت و ناخوش و صفرایی عظیم داشت. ( تاریخ بیهقی چ فیاض ص 25 ).

فرهنگ فارسی

بد رفتاری محتشم خدمتکاران او این مرد بود اما با مردمان بد ساختگی کردی و درشت و ناخوش و صفرایی عظیم داشت.

جمله سازی با بد ساختگی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 رنجش عاشق و معشوق به هم ساختگی است در حقیقت سخن شمع به پروانه یکی است

💡 پس از این حادثه او از پل طبیعت ویدئویی پخش کرد و فیلم‌ها را ساختگی خواند. اما پس از آن حرف خود را پس گرفت و گفت که برای «سفر» به کانادا رفته. او همچنین گفت: «اصلاً من صد تا سفر رفتم باید پاسخگو باشم؟ من دارم زندگی خودم را می‌کنم؛ شما جواب بدهید زندگی شخصی افراد به چه کسی مربوط است؟»

💡 انتشار اخبار ساختگی از سوی مدیر مسئول کیهان، تنها با هدف پرونده‌سازی علیه افراد مشخص صورت نمی‌گیرد و در نگاهی کلی‌تر، بخشی از رویه معمول او و روزنامه تحت مدیریتش در پوشش اخبار محسوب می‌شود. گاهی انتشار این اخبار ساختگی با استناد به منابع ساختگی تا مرحله «جعل حدیث» نیز پیش می‌رود.

💡 برای درک روش رأی‌دادن و نحوهٔ شمارش آرا، مثال‌هایی در ذیل آمده است. مثال اول ساختگی و آموزشی است، ولی دو مثال بعدی واقعی هستند.

💡 مدخل ساختگی معمولاً یا به صورت یک دروغ یا کلک طنزآمیز یا به صورت یک تَله کپی‌رایتی برای آشکار کردن سرقت ادبی یا نقض قوانین کپی رایت ظاهر می‌شود. یک مدخل جعلی آشکار در نظر دارد تا خواننده را در موضوعی گمراه کند که ممکن است به عنوان یک مدخل دروغین طبقه‌بندی نشده باشد.