فرهنگستان زبان و ادب
{hood} [عمومی] وسیله ای که برای تهویۀ هوای آشپزخانه در بالای اجاق خوراک پزی تعبیه شود
{pneumatophore} [اقیانوس شناسی] هریک از انشعاب های ریشۀ چندل که در بالای بستر قرار دارد و کار تنفس را انجام می دهد
{hood} [عمومی] وسیله ای که برای تهویۀ هوای آشپزخانه در بالای اجاق خوراک پزی تعبیه شود
{pneumatophore} [اقیانوس شناسی] هریک از انشعاب های ریشۀ چندل که در بالای بستر قرار دارد و کار تنفس را انجام می دهد
هَوابَر (pneumatophore)
(یا: پنماتوفور) ریشۀ راست در گیاه. بیرون از خاک یا آب رشد می کند و باعث تسریع تبادل گازمی شود. هوابرها یا ریشه های تنفس کننده، در برخی از درختان مردابی، مانند مانگروها، تشکیل می شوند، زیرا در شرایط زندگی غرقابی، اکسیژن اندکی در اختیار ریشۀ این گیاهان قرار دارد. این ریشه ها در سطح خود منافذ یا عدسک های متعددی دارند که تبادل گاز را ممکن می سازند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 و گفت: یکی از بزرگان گفت: که شیطان میگوید که من بدین ابلهی نیم که اول بار مومنی را به کافری وسوسه کنم که اول او را بشهوات حلال حریص کنم چون بدین حریص شد هوابروی چیره گردد وقوت گیرد آنگه به معاصی وسوسه کنم تا مرا آسانتر بود آنگاه به کافری وسوسه کنم.
💡 موسولینی که توسط ایتالیاییها دستگیر شده بود آمادهٔ محاکمه شدن بود و این مشکل باز هم باید توسط آلمانیها حل میشد. هیتلر به هوابردهای خود و به کماندوی اصلی خود یعنی اتو اسکورزنی دستور نجات او را داد. او هم با هوابردها موسولینی را از دست متفقین نجات میدهد. اما قوای متفق در حال بمباران و پیشروی بود.
💡 دل هجران زده از سیر گلستان سیر است دور از او موج هوابر سر ما شمشیر است