بد باطنی

مترادف‌ها

باطن فاسد، درون بد، ذات پلید

متضادها

پاک باطنی، خوب باطنی

لغت نامه دهخدا

بدباطنی. [ ب َ طِ ] ( حامص مرکب ) بدخیالی. بدفطرتی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

بد فطرتی بد ذاتی بد خیالی مقابل خوش باطنی.

جمله سازی با بد باطنی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 «به واسطه ورزش شریعت و متابعت سنت، ابواب علوم باطنی بر وی مفتوح شده بوده‌است و احوال و مقامات عالیه ارباب ولایت میسر گشته؛ و وی به حقیقت اویسی بوده‌است.»

💡 او در این کتاب سرگذشت خویش را نگاشته است. در این کتاب غزالی ابتدا کلام، فلسفه و مذهب باطنی را رد کرده و سپس تنها راه نجات را پیروی از تصوف ذکر می‌کند.

💡 ظاهری در همه ای باطن این چار ایوان باطنی از همه ای ظاهر این نه منظر

💡 از فتوت کرده جرم دشمن غدار عفو گرچه عذر باطنی را دشمن امضا ساخته

💡 در مقاله دوم، اختلاف حیوانات از جهت اعضای ظاهری و اعضای باطنی مطرح است.

💡 او در ظاهر بسیار مهربان و خوش‌برخورد به نظر می‌رسید، اما در حقیقت دارای یک شخصیت بد باطنی و نیتی پلید در برخورد با دیگران بود.

💡 در متون اخلاقی همواره تاکید شده است که انسان نباید تنها به ظاهر افراد توجه کند و از شخصیت بد باطنی آن‌ها غافل شود.

💡 تفاوت میان ظاهر زیبا و یک روح بد باطنی، می‌تواند باعث فریب خوردن بسیاری از افراد ساده‌دل و بی‌خبر از واقعیت شود.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران