بد اندرخور

لغت نامه دهخدا

بداندرخور. [ ب َ اَ دَ خوَرْ / خُرْ ] ( نف مرکب ) ناسزاوار. ناشایسته:
... سخن رفت هرگونه از بیش و کم
ز بیدادگر شاه و از لشکرش
وز آن رسمهای بداندرخورش.فردوسی.

فرهنگ فارسی

ناسزاوار ناشایسته.

جمله سازی با بد اندرخور

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می‌کوبد تقدیرش در هاون تن جان را وین سرمه عشق او اندرخور هاون نی

💡 زخم بر تار تو اندرخور خود چون رانم ای گسسته رگت از زخمه آهسته من

💡 صورتی دارد نیکو چو سخن گفتن خوب عادتی دارد با صورت خویش اندرخور

💡 یک امروزت این دانه اندرخور است که هر دانه ای دانه گوهر است

💡 زهی شمس تبریز خورشیدوش که خود را بود سخت اندرخور او

پوزیشن یعنی چه؟
پوزیشن یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز