لغت نامه دهخدا
بخیه دوز. [ ب َخ ْی َ / ی ِ ] ( نف مرکب ) آنکه بخیه می دوزد:
چه گوید کس از شوخی بخیه دوز
کزو بخیه چشم من گشت روز.میرزا طاهر وحید( از آنندراج ).
بخیه دوز. [ ب َخ ْی َ / ی ِ ] ( نف مرکب ) آنکه بخیه می دوزد:
چه گوید کس از شوخی بخیه دوز
کزو بخیه چشم من گشت روز.میرزا طاهر وحید( از آنندراج ).
آنکه بخیه می دوزد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پَته (یا پَتهدوزی) نوعی از رودوزیهای کرمان است. پارچه زمینه پته پارچهای ضخیم و پشمی است که عریض نامیده میشود. هنرمندان پته دوز که اکثراً نیز از زنان و دختران خانهدار هستند، با کمک سوزن نقوشی ذهنی را که ملهم از پندارها و بینشهای شخصی شان است، به وسیلهٔ بخیههای نخی رنگین بر زمینهٔ پارچهٔ پشمی ضخیمی (عریض) مینشانند.
💡 پته دوزی نوعی از رودوزیهای ایرانی است که طی آن تمام سطح پارچه بوسیلهٔ بخیههای نخی و رنگین پوشیده میشود و هنرمندانی که اکثراً نیز از زنان و دختران خانهدار هستند با کمک سوزن نقوشی ذهنی را که الهام گرفته از پندارها و بینشهای شخصی شان است بر زمینهٔ پارچهٔ پشمی ضخیمی به نام «عریض» مینشانند.