بخیه دار

لغت نامه دهخدا

بخیه دار. [ ب َخ ْ ی َ / ی ِ ] ( نف مرکب ) آنچه بخیه دارد. ( آنندراج ). پارچه ای که بخیه کرده باشند. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنچه بخیه دارد پارچه ای که بخیه کرده باشند.

جمله سازی با بخیه دار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بخیه ای بر چاک های سینه ی مجروح زن دست پنداری که چون گل در حنا داری سلیم

دبال زن یعنی چه؟
دبال زن یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
مرضیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز