لغت نامه دهخدا
بخود گرفتن. [ ب ِ خوَدْ / خُدْ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بی جهت تعارف و ریشخند یا تبریکی را منسوب بخود پنداشتن. || بی علت افاده کردن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
بخود گرفتن. [ ب ِ خوَدْ / خُدْ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) بی جهت تعارف و ریشخند یا تبریکی را منسوب بخود پنداشتن. || بی علت افاده کردن. ( فرهنگ لغات عامیانه جمال زاده ).
بی جهت تعارف و ریشخند یا تبریکی را منسوب بخود پنداشتن یا بی علت افاده کردن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در اين جا ممكن است سئوالى اذهان عمومى را بخود متوجه سازد و ما براى پيشگيرى از نفوذوسوسه ها، ابتداء خود سئوال را طرح مى كنيم و با پاسخ مناسب زمينه سالمى را براىبكار گرفتن اين دستور مهم دينى، بوجود آوريم.
💡 مساءله 7 - اگر مال بسيارى را كه بحكم قرعه بنام او اصابت كرده، بفقيرى بدهد و با او شرط كند كه مقدارى از آنرا بخود او برگرداند ظاهرا نه براىفقير اين عمل جائز است و نه براى خود او گرفتن آن، بله اگر فقير مقدارى از آنمال را كه مناسب با حال وى باشد بوى بدهد بدون اينكه او شرط كرده باشد، اشكالىندارد.