بخود امدن

لغت نامه دهخدا

( بخود آمدن ) بخود آمدن. [ ب ِ خوَدْ / خُدْ م َ دَ ] ( مص مرکب ) بهوش آمدن. ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بحال آمدن از حمله های غشی. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( بخود آمدن ) بهوش آمدن بحال آمدن از حمله های غشی.

جمله سازی با بخود امدن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضرت ختمى مرتبت عليه السلام فرمود: ان لله ملكاينزل فى كل ليله فينادى يا ابناى العشرين جدوا و اجتهدوا.(110)  فرشته اىبه امر الهى هر شب نزول مى نمايد و به جوانان بيست ساله ندا مى دهد اى جوانان كوشش و جديت كنيد، و براى نيل به كمال و عادت خويش مجاهده نمائيد. دوران شباب، دوران مؤاخذه و مسئوليت است، دوران بيدارى و بخود آمدن است، اوقاتى است كه از تمام ارزشها برتر و گرامى تر و محبوبتر است. از اين فراغت مى توان مهم دنيا و آخرت را كفايت كرد.

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
حروف الفبا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز