لغت نامه دهخدا
بحق پیوستن. [ ب ِ ح َق ق پ َ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + حق + پیوستن ) واصل شدن به حقیقت. || مردن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). درگذشتن. به جوار رحمت الهی رفتن.
بحق پیوستن. [ ب ِ ح َق ق پ َ وَ ت َ ] ( مص مرکب ) ( از: ب + حق + پیوستن ) واصل شدن به حقیقت. || مردن. ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ). درگذشتن. به جوار رحمت الهی رفتن.
کردن در گذشتن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از میدان اخلاص میدان تبتل زاید. قوله تعالی: « وتبتل الیه تبتیلا». تبتل بازگشتن است. و آن سه چیزست با سه چیز: از دوزخ با بهشت، و از دنیا بآخرت، و از خود با حق. از دوزخ ببهشت رسیدن سه چیزست: از حرام بحلال پیوستن، و از کینه و عداوت بنصیحت بازگشتن، و از دلیری بترس کاری گشتن. و از دنیا بآخرت آمدن سه چیز است: از حرص بقناعت آمدن، و از علایق بفراغت آمدن، و از اشتغال بانابت آمدن. و از خود بحق کشتن آمدن، و از اشتغال بانابت آمدن. و از خود بحق کشتن سه چیزست: از دعوی بنیاز آمدن، و از لجاج بتسلیم آمدن، و از اختیار بتفویض آمدن.