بت نرسه
لغت نامه دهخدا
بت نرسه. [ ] ( اِخ ) صاحب محاسن اصفهان گوید به روایت حمزه اصفهانی نام بخت نصر در اصل بت نرسه بن ویوبن گودرز بوده است که عراق و شام و جزائر را بدستان دستان ( کذا ؟ ) بود و مصر و بربر را از قبل لهراسف ملک مرزبان و پهلوان و مقام او در هیبت و غلبه وسطوت و فظاظت شوکت بر جهان و جهانیان پوشیده نیست، هم از خوزان ماربین برخاست. ( از ترجمه محاسن اصفهان ص 67 و محاسن اصفهان ص 22 ). و رجوع به بخت النصر شود.
جمله سازی با بت نرسه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 شاپور یکم در نخستین بند از سنگنوشتهٔ خود ادعا میکند که دستور بهپاسازی آتشکدههایی را به نام دخترش آذرآناهید و سه تن از پسرانش، هرمز، شاپور و نرسه، دادهاست.[الف] آتشی که برای آذرآناهید به پا شد، هوسرا آذرآناهید نامیده شد. شاپور در دومین بند از سنگنوشتهٔ خود ادعا میکند که قربانیهایی را به نام آذرآناهید، در کنار سایر شاهزادگان و اعضای بلندمرتبه دربار، اهدا کردهاست.
💡 بدین ترتیب دجله سرحد دولتین گردید (۲۹۷ م) و همجواری روم، آذربایجان و تیسفون را مورد تهدید قرار داد. در هیچ زمانی، چه در دوره اشکانیان چه بعد از آن، ایران چنین عهدنامه بدی با دولت روم منعقد ننمودهبود؛ این بود که پس از انعقاد این عهدنامه نرسه دیگر نتوانست سلطنت کند، استعفا کرده و پس از چندی در ۳۰۱ میلادی از غصّه درگذشت.
💡 پسران یزدگرد یکم، شاپور، بهرام و نرسه بودند. برخی حتی آوردهاند که همسرش، شوشاندخت (سوسنه)، دختر راس جالوت و مادر بهرام و نرسه بود و یزدگرد به درخواست همسرش، یهودیان را در جی اسکان داد. فرای این ازدواج یزدگرد را افسانه میداند.