لغت نامه دهخدا
بالاجام. ( اِخ ) از بلوکات ولایت جام. ( یادداشت مؤلف ).
بالاجام. ( اِخ ) از بلوکات ولایت جام. ( یادداشت مؤلف ).
از بلوکات ولایت جام
💡 ماه زیبد جام او چون ماه روزافزون بود مهر باید تاج او چون مهر بر بالا بود
💡 جام طلایی کلاردشت با بلندی ۱۰ سانتیمتر دارای یک ردیف نقش برجسته شیر است که سر آنها به صورت جداگانه کار شده و از طرفین به جام پرچ شدهاست. بر روی سرین «کپل» شیرها نشان چلیپا نقش بسته و بر روی ران و گونههای شیرها نقش گردونه خورشید و نیز تزیینی شبیه دو گل کوچک بر روی پای جلوی آنها دیده میشود. بالا و پایین جام با یک ردیف نقش زنجیره ای تزیین شده و در کف آن نقش ترنج هندسی محصور در نوار زنجیرهای که درون آن گلهای شش پر حک شده، دیده میشود.