باغچه غار
لغت نامه دهخدا
باغچه غار. [ چ َ / چ ِ ی ِ ]( اِخ ) دهی است جزء دهستان زرقچای بخش نوبران شهرستان ساوه که در 7 هزارگزی جنوب مرکزی بخش و در 3 هزارگزی راه عمومی نوبران به همدان واقع است. ناحیه ای است سردسیر دارای 71 تن سکنه و آب آن از چشمه سار تأمین میشود. محصول عمده آن غلات و بادام و انگور و شغل مردمش زراعت و گله داری و قالیچه بافی و جاجیم بافی و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 1 ).
فرهنگ فارسی
دهی از ساوه
جمله سازی با باغچه غار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اژدهای مورد علاقهٔ سیپتیموس که بهشدت تنبل است. سیپتیموس در کتاب جادو، تخم آن را در غاری پیدا میکند و اژدها در کتاب پرواز از تخم بیرون میآید. آتش آبدار قبلاً در حیاط برج جادوگر زندگی میکرد، ولی مارسیا وقتی حیاط خیلی کثیف شد او را به باغچههای قصرنزد بیلی پات فرستاد. آتش آبدار در اکثر ماجراجوییها، سیپتیموس را یاری میکند و به او کمکهای زیادی میکند.