باریک گرفتن
مترادفها
تنگ کردن، محدود کردن، سخت گرفتن
متضادها
گشاد کردن، باز کردن
لغت نامه دهخدا
باریک گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کاری را باریک گرفتن؛ تنگ گرفتن آن را. باریک گرفتن کار را؛ اشفاف. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
کاری را تنگ گرفتن
جمله سازی با باریک گرفتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 IP یا IPI در انتهای باریک شونده بیضی مهار دچار تغییر شکل گردند بدون در نظر گرفتن نسبت IP MIC به IPI مولد متالوبتالاکتاماز تلقی میگردد.
💡 راهآب یا روو در زبان تالشی به معنای رود باریک است و احتمالاً به دلیل سرچشمه گرفتن از رود لنکران (لنکرانچای) به این نام شناخته میشود.