کول گرفتن
مترادفها
بر دوش کشیدن، بار کردن
لغت نامه دهخدا
کول گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کول کردن. رجوع به کول کردن شود.
فرهنگ فارسی
کول کردن
بر دوش کشیدن، بار کردن
کول گرفتن. [ گ ِ رِ ت َ ] ( مص مرکب ) کول کردن. رجوع به کول کردن شود.
کول کردن