باده ریختن
مترادفها
شراب نوشیدن، مست کردن
لغت نامه دهخدا
باده ریختن. [ دَ / دِ ت َ ] ( مص مرکب ) می در جام ریختن. می دردادن کسی را. و رجوع به آنندراج ( باده دادن ) شود.
فرهنگ فارسی
می درجام ریختن
جمله سازی با باده ریختن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باده پیمائی و دردی ریختن بر جام لعلی کاوست نیکوتر به دل جاوید اگر کوثر نباشد