باد پس دست

لغت نامه دهخدا

باد پس دست. [ دِ پ َ س ِ دَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) بادی که از سوی قُبُل آید و بتازیش دبور خوانند و در صراح اللغه ترجمه دبور باد پس پشت گفته و در تاج اسامی معنی دبور، بادی که سوی قبله آورده است. پس باد پس پشت بدین طریق بود که روی سوی مشرق آورده باشد و آنرا باد غربی نیز گویند چنانکه در صراح معنی صبا باد برین میگویند و در تاج اسامی ترجمه صبا آورده است، بادی که از پس پشت آید چون روی به قبله آری. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بادی که از سوی قبل اید

جمله سازی با باد پس دست

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موزه را اندر هوا برد او چو باد پس نگون کرد و از آن ماری فتاد

💡 بی رجا و خوف گر گویی که هستی خاک و باد پس بجای باد و خاک آرامش و رفتار کو

💡 چو ارژنگ ازین دل شکسته ز راه بگردد برد باد پس آن سپاه

💡 گفت: سلام بر شما باد پس از آن قدمهاى خود را برابر گذاشت و دو ركعت نماز به جاىآورد و گفت: اللهم انى قد فعلت ما امر تنى به فانجزلى كما و عدتنى بهولو بقى احد لا حد: خداوندا به درستى كه من به جاى آوردم آنچه را امرفرمودى پس وفا كن به آنچه وعده داده اى و اگر كسى براى كسى باقى ماندى.

💡 دیو ناری را سر از سودای مایی شد به باد پس من خاکی به حکمت گردن مایی زدم

فوت جاب یعنی چه؟
فوت جاب یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز