باد نوا

لغت نامه دهخدا

باد نوا. [ دِ ن َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) صوت و نفس و خوانندگی و گویندگی را گویند. ( برهان ) ( آنندراج ) ( انجمن آرا ). صوت و خوانندگی و گویندگی. ( ناظم الاطباء ) ( هفت قلزم ). ساز و نغمه و نقاره. ( فرهنگ ضیاء ). صوت و صدا.( فرهنگ دساتیر از آنندراج ). رجوع به بادآهنگ شود.

فرهنگ فارسی

صوت و نفس خوانندگی

جمله سازی با باد نوا

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 او در نخستین آموزه‌های خویش، دست به نوپردازی می‌زند و با خرمن دانش و شیوه‌های آموزش تازه، شاگردان را دلبستهٔ خود می‌کند. م. وارانوف از شاگردان او در این‌باره می‌نویسد: «او شنوندگان خردسال خود را به شور می‌آورد و انگیزهٔ سرودن را در آن‌ها بیدار می‌کرد. یادمان است که چون او داستان رستم و سهراب را با هنری شکوهمند می‌خواند، همه اشک از دیده می‌ریختیم.» شاگرد دیگر او ی. والیسکی، می‌نویسد: «چرنیشفسکی هم‌زمان با سرایش شاهنامه، گویی به کالبد پهلوانان فردوسی درمی‌آمد و در پیوند با هریک از این چهره‌های ماندگار، نوا و آهنگ سرودن، دگرگونی درونی و نیز شگرد گام برداشتنش هماهنگ بود…» شوربختانه دیری نپایید که پیغام‌بران بومی به پایگاه‌های بالا گزارش‌هایی بیمناک رساندند؛ با این گفتار که او در دبیرستان با باورهای آسیب‌رسان، بنیاد آموزش را بر باد می‌دهد. سرانجام سرپرست دبیرستان به او چنین گوشزد می‌کند: «دبیرستان را ترک کنید!»