اﷲدو خواجه احمد

لغت نامه دهخدا

اﷲدو خواجه احمد. [ اَل ْ لاه خوا / خا ج َ اَ م َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان ناروئی بخش شیب آب شهرستان زابل، در 30 هزارگزی شمال خاوری سکوهیه و 3 هزارگزی جنوب راه فرعی بندر زهک به زابل. جلگه و گرم معتدل است. سکنه آن 380 تن هستند که مذهب تشیع و تسنن دارند و بفارسی و بلوچی سخن میگویند. آب آن از رودخانه هیرمند، و محصول آن غلات و لبنیات، و شغل مردم زراعت و گله داری است. و راه فرعی دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با اﷲدو خواجه احمد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 محمود با پاسخ مدبّرانه سیده خاتون قانع شد و تا او زنده بود به ری لشکر نکشید. هرچند بیهقی، مورخ دوره غزنویان، به گونه‌ای دیگر به قصد محمود غزنوی برای فتح ری در زمان سیده خاتون اشاره کرده‌است و به نقل از خواجه احمد می‌نویسد:

💡 این روستا در دهستان خواجه احمد قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۴۹۱ نفر (۸۷خانوار) بوده‌است.

💡 تپه دم کوهک مربوط به سدهٔ ۹–۵ ه.ق است و در شهرستان زهک، بخش مرکزی، دهستان خواجه احمد، ۵۰۰ متری غرب روستای حاجی نبی، ۷۰۰ متری شمال شرقی سد کوهک واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۲ دی ۱۳۸۶ با شمارهٔ ثبت ۲۰۳۶۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

💡 تپه ارگ بی بی بانو مربوط به سده‌های میانه دوران‌های تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان زهک، بخش مرکز ی، دهستان خواجه احمد، ۸۰۰ متری شمال روستای ده نادر واقع شده و این اثر در تاریخ ۲۷ اسفند ۱۳۸۷ با شمارهٔ ثبت ۲۶۵۰۸ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.