ایستگاه هوانوردی

فرهنگستان زبان و ادب

{aeronautical station} [حمل ونقل هوایی] ایستگاهی زمینی، ندرتاً بر روی کشتی یا سکوی دریایی، برای ارائۀ خدمات سیار هوانوردی

ویکی واژه

ایستگاهی زمینی، ندرتاً بر روی کشتی یا سکوی دریایی، برای ارائۀ خدمات سیار هوانوردی.

جمله سازی با ایستگاه هوانوردی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 ایستگاه هواشناسی خودکار فرودگاهی سیستم حسگر خودکاری است که برای ایمنی و کارآیی عملیات هوانوردی، پیش‌بینی آب‌وهوا و اقلیم‌شناسی نیازهای مشاهداتی هوانوردی و هواشناختی را انجام می‌دهد. ایستگاه‌های هواشناسی خودکار فرودگاهی بخشی از ستون فقرات مشاهدات هواشناختی در ایالات متحده و کانادا است و به دلیل کارآیی و صرفه جویی در هزینه کاربرد آن در سطح جهانی در حال افزایش است.

💡 هر ایستگاه هوانوردی در فرودگاه‌های بین‌المللی باید مجهز به پیشرفته‌ترین تجهیزات ناوبری و ارتباطی باشد تا ایمنی پروازهای مسافربری و باری به طور کامل تضمین شود.

💡 کارشناسان فنی در ایستگاه هوانوردی مشغول بررسی دقیق گزارش‌های روزانه هواشناسی بودند تا از وضعیت جوی برای برخاستن و نشست هواپیماها مطلع شوند.

💡 مدیریت ایستگاه هوانوردی وظیفه دارد تمامی استانداردهای بین‌المللی ایمنی و امنیت را در بخش‌های مختلف عملیاتی و فنی به دقت اجرا و نظارت کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران