فرهنگستان زبان و ادب
{aeronautical telecommunication station} [حمل ونقل هوایی] ایستگاهی در بخش خدمات مخابراتی هوانوردی
{aeronautical telecommunication station} [حمل ونقل هوایی] ایستگاهی در بخش خدمات مخابراتی هوانوردی
ایستگاهی در بخش خدمات مخابراتی هوانوردی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ایستگاه مخابراتی دهنه سیاه یک اندیس فلزی است که در حوالی شهر سلطان آباد استان خراسان قرار دارد و مادهٔ معدنی موجود در آن، مس است.
💡 وی یکی از مأموران سیا در زمینه راه اندازی سیستم جاسوسی آیبکس در ایران است. به گفتهٔ جورج کیو، مأمور سابق سیا در ایران، یکی از دلایل کلیدزدن این پروژه در ایران توسط محمدرضا شاه، نگرانی او از خطر عراق بود و به همین خاطر حاضرشدهبود بیش از ۵ میلیارد دلار برای زیرنظرگرفتن تحرکات ارتش عراق هزینه کند. او میگوید ۹۰ درصد آیبکس بر عراق متمرکز بودهاست و دو ایستگاه مخابراتی این پروژه قادر بودهاند ارتباطات مخابراتی ارتش عراق را شنود کنند.[۲]