اکل به معروف
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] تصرف در مال دیگری به قدر متعارف را اَکل به معروف می گویند و از آن در باب وصیت سخن گفتهاند.
عنوان یاد شده برگرفته از قرآن کریم است که میفرماید: قیم و عهده دار امور یتیم در صورت توانگری خویشتنداری کند و در صورت تنگدستی و نیاز در حدّ متعارف از اموال او بردارد.
جواز اکل به معروف
متولّی اموال یتیم، اعم از وصی، حاکم و مؤمنان عادل در صورت عدم قصد تبرع میتواند از مال یتیم برای خود بردارد؛ لیکن در اینکه برداشت مطلقا جایز است؛ خواه متولّی بی نیاز باشد یا نیازمند یا اینکه برداشت تنها برای متولّی نیازمند جایز است و نیز در مقدار برداشت (اکل به معروف) که به اندازه اجرة المثل است یا به قدر کفایت، هرچند بیشتر از اجرة المثل باشد یا کمترین مقدار از حدّ کفایت و اجرة المثل، اقوال مختلفی مطرح است. بنابر قول به جواز برداشت مطلقا، بر غنی مستحب است از آن خودداری کند.
جمله سازی با اکل به معروف
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 10 جامعه اى تحت حمايت خداوند است كه اين چهار ارزش محورى را داشته باشد: نماز، زكات، امر به معروف و نهى از منكر. (و لينصرن اللّه من ينصره )، (الّذين اِن مكنّاهم اَقاموا الصلوة )
💡 سوم اينكه محتويات دعوت او با عقل و خرد سازگار است، زيرا دعوت به معروف و نهىاز منكرات و زشتيها مى كند، و اين موضوع با مطالعه تعليماتش به خوبى روشن است.
💡 در هر صورت، تنها از طريق معرفت حقيقى است كه به معروف حقيقى مى توان دست يافت و براى شناخت معروف اعتبارى همان معرفت اعتبارى بس است هر يك به حسب حال خود.
💡 از جمله وظائف و تكاليف واجب - كه هم اكنون و در دوره ما كسى بدان قيام نمى كند - مسئلهامر به معروف و نهى از منكر است (كه از لحاظ اهميت در درجه نخست قرار دارد، و اقدام بهآن نسبت به مناظره داراى اولويت مى باشد).
💡 امام صادق عليه السلام مى فرمايد: هم آنانكه اين حيله را كردند و هم آنانكه در برابراين قانونشكنى، سكوت نمودند، همه هلاك شدند، ولى آنانكه امر به معروف و نهى ازمنكر نمودند، نجات يافتند. آرى اين است مجازات قانون شكنان و آنانكه، مفاسد را مىبينند ولى تماشا كرده و بى تفاوت مى مانند.
💡 افزون بر اين، آيا با اين روايت مى توان از همه آيات و روايات و همچنين حكمعقل كه بر وجوب امر به معروف و نهى از منكر و جهاد در راه خدا و مبارزه با حاكمان ستم،دلالت دارند، دست برداشت.