اهند

لغت نامه دهخدا

اهند. [ اَ ن ُ ] ( ع اِ ) ج ِ هِنْد، به معنی گله شتر صدرأسی و جز آن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). اَهناد. هُنود. هندات. ( از منتهی الارب ). و رجوع به اهناد شود.

فرهنگ فارسی

جمع هند بمعنی گله شتر صد راسی و جز آن

جمله سازی با اهند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این روستا در دهستان آهندان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۶۰ نفر (۲۲خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان آهندان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۷۱ نفر (۲۴خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان آهندان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۳۶ نفر (۱۰خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان آهندان قرار دارد و براساس در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۱٬۴۵۳ نفر (۳۹۸خانوار) بوده است.

💡 این روستا در دهستان آهندان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۲۶۱ نفر (۸۲خانوار) بوده‌است.

💡 این روستا در دهستان آهندان قرار دارد و براساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۸۵، جمعیت آن ۹۰ نفر (۲۷خانوار) بوده‌است.

کف پا یعنی چه؟
کف پا یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز