اهسته رو
مترادفها
آرام، کُندرو
متضادها
تندرو
لغت نامه دهخدا
( آهسته رو ) آهسته رو.[ هَِ ت َ / ت ِ رَ / رُو ] ( نف مرکب ) مقابل تندرو.
فرهنگ فارسی
( آهسته رو ) ( اسم ) آنکه آهسته رود مقابل تندرو.
دانشنامه عمومی
آهسته رو. آهسته رو ( نام علمی: Perodicticus potto ) نام یک گونه از تیره چشم گردان است.
جمله سازی با اهسته رو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 آهسته رو که بر سر بسیار مردم است این جرم خاک را که تو امروز بر سری
💡 ای ساربان خدا را، آهسته رو به منزل کز هر طرف اسیری مانده است پای در گل
💡 ای سپهر آهسته رو کاری نه آسان کردهای ملک ایران را به مرگ شاه ویران کردهای
💡 غافل مشو چو بر دل گرمم گذر کنی آهسته رو که پای بر اخگر نهاده یی
💡 آهسته رو چو ریگ روان مانده کی شود مردان عنان به دست مدارا سپرده اند
💡 آن پیرمرد اهسته رو با قدمهایی لرزان در میان کوچههای قدیمی شهر قدم میزد و با لبخندی بر لب، از تماشای منظرههای آشنا لذت میبرد.
💡 در دنیای پرشتاب امروز، برخی افراد ترجیح میدهند سبک زندگی اهسته رو داشته باشند تا بتوانند با آرامش بیشتری به تفکر و خودشناسی بپردازند.
💡 او که فردی بسیار اهسته رو بود، همیشه در تصمیمگیریهای بزرگ زندگی خود بسیار دقت و تامل میکرد و هرگز عجله نمینمود.