لغت نامه دهخدا
انقلاب کردن. [ اِ ق ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دگرگون کردن:
ساری گفتا که هست سرو زمن پای لنگ
لاله ازو به که کرد دشت بدشت انقلاب.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 44 ).
انقلاب کردن. [ اِ ق ِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) دگرگون کردن:
ساری گفتا که هست سرو زمن پای لنگ
لاله ازو به که کرد دشت بدشت انقلاب.خاقانی ( دیوان چ عبدالرسولی ص 44 ).
دگرگون کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کوبا در سال ۱۹۵۸ با استفاده از استاندارد NTSC و تجهیزات RCA در شبکه ۱۲ هاوانا، دومین کشور جهان در زمینه ارائه برنامههای تلویزیونی رنگی، معرفی شد؛ ولی پخش این برنامهها در سال ۱۹۵۹ در زمان انقلاب کوبا و تعطیلی ایستگاههای تلویزیونی متوقف شد و در سال ۱۹۷۵ با وارد کردن تجهیزات از NEC ژاپن و SECAM جماهیر شوروی که مطابق با استاندارد NTSC بودند، از سرگرفته شد.