لغت نامه دهخدا
اندرز بد. [ اَ دَ ب َ ] ( ص مرکب ) ناصح. واعظ. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به اندرزبذ شود.
اندرز بد. [ اَ دَ ب َ ] ( ص مرکب ) ناصح. واعظ. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به اندرزبذ شود.
ناصح. واعظ
اَندَرزبَد
از القاب اداری عصر ساسانی، به معنی مشاور ارشد. در عصر ساسانی، هر شهر یا استان می توانست اندرزبد داشته باشد، مانند «سَگِستانْ اندرزبد» (اندرزبدِ سیستان) که نام او بالاتر از موبد و شهربان سیستان نوشته می شد. همچنین، «اَندَرزبدِ اَسوارَگان» شهسواران را آموزش می داد و «اَندَرزبدِ واسپوهْرَگان» مسئول امور اجرایی در زمین های خالصۀ شاهی بود. «درْ اَندَرزبد» آموزگار دربار بود و از بلندپایه ترین مقام های دربار به شمار می رفت. اَندَرزبدِ ملکه «بانوگانْ اندرزبد» نامیده می شد و «مُغانْ اندرزبد» (مشاور موبدان) رایزن حقوقی، و از برجستگان طبقۀ روحانیان زَردُشتی بود.
💡 تبه گردد این پند و اندرز من به ویرانی آرد رخ این مرز من
💡 کنون تو به اندرز من گوش دار هر آنچت سرایم بدان هوش دار
💡 چه گفت آن سراینده سالخورد چو اندرز نوشین روان یاد کرد
💡 پندنامه حضرت امام - سلام الله عليه - به پسرش،نامه اى است،حياتبخش به همهانسانها اين رقيمه نورانى و نورآفرين، تحت عنوان (نقطه عطف )انتشار يافته استكه سير فصلهاى مهم آن توسط مؤ لف به نظم كشيده شده و تحت عنوان (عطف بر نقطهعطف ) به تشنگان زلال اندرز حكيمانه تقديم مى گردد.
💡 اين آيات بى ارتباط به ما قبلش نيست، كانه تتمه گفتارى است كه در آياتقبل در ملامت مسلمانان ضعيف الايمان داشت و فائده اين تتمه اندرز آنان است، اندرز بهنصايحى كه بصيرتشان مى دهد، البته اگر بخواهند تدبر نموده و داراى بصيرتبشوند.
💡 هركس در هر مقامى كه باشد محتاج شنيدن موعظه و نصيحت است؛ زيرا اگر نسبت به آنچهمى شنود دانا باشد، آن موعظه برايش تذكر يعنى يادآورى است چون انسان فراموشكاراست و هميشه محتاج به يادآوريست و اگر جاهل باشد اندرز برايش دانش و كسب معرفت است.