لغت نامه دهخدا
انجام پذیرفتن. [ اَ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) بپایان آمدن. خاتمه یافتن. امکان یافتن: چون امور عالم... و مواد مشوشات ضمایر خلایق انجام پذیرفت. ( جهانگشای جوینی ).
هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام.حافظ.
انجام پذیرفتن. [ اَ پ َ رُ ت َ ] ( مص مرکب ) بپایان آمدن. خاتمه یافتن. امکان یافتن: چون امور عالم... و مواد مشوشات ضمایر خلایق انجام پذیرفت. ( جهانگشای جوینی ).
هرچه آغاز ندارد نپذیرد انجام.حافظ.
به پایان آمدن ٠ خاتمه یافتن امکان یافتن ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از این رو همچنان وی را سوگند بدادم تا وی ناخواسته آثار پذیرفتن بروز داد. و آن گاه که پذیرفت، گفتمش: پدر و مادرم فدایت باد، آیا هم اکنون وعده ات را به انجام رسانی؟ گفت: برخیز و رو.